موتزارت در آخرین سال از زندگی كوتاه خود با شخصی كه حاضر نبود چهره خود را به او نمایان كند ملاقات می کند.
این مرد سیاه پوش به موتزارت سفارش ساخت ركوییم یا مسی را برای مرگ می دهد و ادعا میکند كه از طرف مردی این درخواست را دارد که برای گرامی داشتن خاطره همسر فوت شده اش نیاز به این موسیقی دارد
.
نامناسب بودن شرایط روحی و مالی موتزارت موتزارت و درگیری او با بیماری به ظار لاعلاج باعث می شود که او این پیشنهاد را بپذیرد. او هرگز موتزارت چهره سیاه پوش ، پنهان و شگفت انگیز آن پیغام آور را از خاطر نمیبرد و با توجه به اینكه خوب می دانست كه بزودی به علت بیماری خواهد مرد، همواره در این فكر بود كه ركوییم ها را باید برای مرگ خود بنویسد؛ او همواره به آن شخص سیاه پوش به چشم فردی که از دنیای دیگر آمده و می خواهد جانش را بگیرد نگاه میكرد

Mozart

تمام سعی خود را برای ساختن ركوییم های مرگ كرد. اما متاسفانه عمر كوتاه به او فرصت نداد تا آنها را به اتمام برساند.
راجع به مرگ موتزارت نظریه های زیادی مطرح می شود. عده ای معتقد هستند که سالیری (Slieri) كه تا قبل از ورود موتزارت به دنیای موسیقی، آوازه اش همه جا را گرفته بود به دلیل حسادت موتزارت را مسموم كرده است و عده ای نیز معتقدند که او بر اثر مصرف زیاد مشروبات الكلی جان خود را از دست داده است
.
برنارد شاو در مورد این موسیقیدان بزرگ گفته است كه
:
"
جای تعجب نیست كه برخی آوازهایی را كه موتزارت سراییده از دهان فرشتگان بارگاه خداوند بشنویم
".
ركوییم موسیقی یی است برای مرگ كه عموما" كاتولیك های رومی از آن در مراسم مرگ استفاده میكنند. اصل لغت بمعنای نماز ترس و وحشت است ولی در موسیقی نوعی رقص سه قسمتی است كه بدون تنفس در سه مومان اجرا میشود
.
قسمت اول این فرم به بیان ارتباط انسان با مرگ می پردازد و معمولا" سنگین و با وقار است. قسمت دوم بازیگوشانه و تفریحی تر بوده و نمایانگر زندگی انسانی است و در نهایت قسمت سوم عموما" بیان كننده این مطلب است که چگونه انسان به دام مرگ اسیر می شود.

منبع:هارمونی تالک