هندل استهد اپرای ایتالییایی اوراتوریوی انگلیسی یک ماه پیش از تولد  یوهان سباستیان باخ در شهر هاله المان زاده شد.پدرش ارایشگر بود و می خواست پسرش نه به تحصیل موسیقی که به تحصیل حقوق بپردازد.هندل در ۹ سالگی چنان استعداد چشمگیری در موسیقی نشان داد که پدرش بر سر لطف  امد و اجازه داد تا نزد ارگ نواز محل که اهنگ ساز نیز بود به اموختن موسیقی بپردازد.هندل ۱۷ ساله برای احترام به خواستهی پدرش که در ۱۲ سالگی او را از دست داده بود برای تحصیل حقوق به دانشگاه هاله رفت ولی یکسال بعد دانشگاه را رها و راه هامبورگ را پیش گرفت.در هامبورگ توجه هندل به تالار اپرای مشهور این شهر جلب شد.جایی که در ارکستر ان به نوازندگی ویولون و کلاوسن پرداخت و در ۲۰ سالگی یکی از اپراهایش با موفقییت به اجرا در امد.هندل مردی تندخو و سر سخت بود ماجرایی در اپرای هامبورگ

نزدیک بود به قیمت جانش تمام شود.انجمن اپرای هامبورگ به

اجرای اپرایی ساخته ی یکی از دوستان هندل پرداخت. دوستی که

که اصرار داشت در اجرای اثرش هندل نوازندهی کلاوسن نباشد.

هندل از پذیرفتن این درخواست سر باز زد و بحث و جل انها به دوئل

انجامید. دگمه ی فلزی کت هندل شمشیر هریف را شکست و چنین بود

که دگمه ای ناچیز در رقم زدن اینده ی موسیقی نقشی بزرگ هیفا کرد.

خوش اقبالی هندل تداوم یافت. در 21 سالگی رهسپاره ایتالیا شد.

به تثبیت موقعیت حرفه ایش پرداخت و 3 ساله پربار را سپری کرد.

در انجا بود که به نگارش اپراهای ایتالییایی که در همه جا با تحسین

بسیار رویارو شدند در ایتالیا با شازاده های و موسیقیدانان مشهور

دمخور بود. حتی برخی از کاردینال ها برایش لیبرتو می نوشتند تا

تا ان را به موسیقی در اورد.

هندل پس از باز گشت به المان 1710 منصبی پر درامد یافت و

سرپرست دربار گئورگ لودویک گزینشگرهانوور شد.تنها یک ماه

پس از عهده دار شدن این منصب برای رفتن به لندن جایی که

اپرایش ریلاندو تقاضای مرخصی کرد تا به انگلستان برود.تقاضایش

پذیرفته شد به شرط این که فقط مدتی محدود در لندن بمانم.

هین مدت حدود 50سال ازاب درامد.اوازه ی هندل در انگلستان

با همان شتابی که در ایتالیا گسترش یافته بود افزایش می یافت

او مهمترین اهنگساز و محبوب ملکه ی انگلیس شد که مقرری

سالانه 200 برایش تعیین کرد.با مرگ ملکه ترتیب پیچیده ی امور

سبب شد که گئورگ لودیک گزینشگر هانوور پادشاه انگلستان شود

و با لقب جورج اول به تخت بنشیند (1714)از ابتدا اشکار بود که

پادشاه غیبت پیشین هندل را به دل نگرفته و مقرری سالانه ی او را

به 400 پوند افزایش داد و هندل معلم موسیقی نوادگان دختری پادشاه شد

در لندن اپرای ایتالیایی پر تمل و باب طبع اشراف بود.شنوندگانه طبقه ی متوسط به تماشای این اثار که مضامینی اسطوره ای داشت و به نظرشان

پوچ و مضحک ومی امد چندان رغبتی نداشتند. به این سبب چند تن از

اشراف برای اداره و ترویج اپرا در لندن موسسه ای تشکیل دادند.ان ها برای اپرای تجاری موسسه ای بنیان گذاشتن که به اکادمی سلطنتی

موسیقی شهرت یافت و هندل در1719 سرپرست موسیقی ان شد این

موسسه پس از 9 فصل نمایش به سبب نبود پشتوانهی کافی برچیده شد

اما در دوران فعالیت ان هندل چندین اپرای درخشان پرداخت که توسط سوپرانوها و کاستراتوهای سرشناس اجرا شدند.

شهرت و اعتبار هندل پیوسته فزونی می یافت و او پس از ورشکستگی

اکادمی سلطنتی تصمیم گرفت که خود برای اجرای اثارش شرکتی برپا

کند.اپرا به حربه هی سیاسی بدل شده بود.شرکتی اپرایی به نام

(اپرای اشراف) در مخالفت با او تشکیل شد.حامیان این شرکت به

تعارض با جناح حاکم برخواستند و هندل که دوست پادشاه و نیز

اهنگساز اپرای سلطنتی بود قربانی این ماجرا شد.

هر دو شرکت در این معارضه ورشکست و هندل دستخوش ناکامی شد.

هندل برای بهبودی و جبران خسارات به المان رفت و چنان وضع و

حالی داشت که پادشاه اینده ی پروس در1737 درباره ی او چنین

نوشت:(روزگار هندل سرامده است.سرچشمه ی الهامش خشکیده و

ذوق و سلیقه ی موسیقایی او باب روز نیست.)

اما پادشاه پروس در اشتباه بود.هندل بهبود یافت.به لندن بازگشت

و گرچه مقروز بود به افرینش و اجرای اپراهایش را از سر گرفت.

او بر این اثار اوراتوریوهایش را نیز افزود که فصلی درخشان در

تاریخ موسیقی گشودند.

اراتوریو برای جماعت عامه انگلیس تازگی داشت.اما انگلیسی ها که

با داستان های عهد عتیق ااشنایی داشتند دوستار اجرای اثاری بر

مبنای انها و به زبان انگلیسی بودند.هندل اراتوریوهای خود را در ایام پرهیز که در ان اجرای اپرا ممنوع بود ارائه کرد.اوراتوریو برخلاف

اپرا به صحنه ارایی اسباب و لوازم یا لباس و ارایش پر هزینه نیاز

نداشت و همین سبب اجرایش کم هزینه تر بود.با انکه هندل ورودیه

سنگینی برای این اجراها قرار داد.گروه تازه ای از شنوندگان طبقهی متوسط را جذب کرد.

هندل در1741 ساختن اپرا را یکسره کنار گذاشت.اراتوریوها از قلمش جاری بودند.در اغاز عده ای خواندن کلام انجیلی را در یک

تماشاخانه ی عمومی را ملامت کردن. در نامه ای که یکی از

روزنامه ها دریافت کرده بود چنین خوانده می شد:(مردم انگلستان

به چنان مرتبه ای از بی ایمانی و کفرگویی رسیده اند که مقدس ترین

چیزها دستاویز سرگرمی عامه شده است.)

به رغم این کوته فکری ها اجرای اراتوریوها با تحسین و استقبالی پرشور

روبه رو شد.اجراهایی که چون هندل در میان پرده های ان به نواختن

کنسرتوهای ارگ خود می پرداخت جاذبه ی بیشتری نیز می یافت.

اما کامیابی زیاد از حد می تواند مشکل ساز باشد. چند تن از اشراف برای لطمه زدن به هندل اغاز به دسیسه چینی کردند.برای انان اینکه اهنگسازی

بیگانه به قدرت و برتری دست یابد تحمل ناپذیر بود. اگهی های کنسرت

پاره شدند.اوباش مزدور به غارت و یورش به شرکت کنندگان کنست

پرداختند.این بلوا به تدریج فرو نشست اما نه پیش از انکه هندل دچار

ناکامی دیگری شود.او از نو شکستش را به سرعت جبان کرد و دست به

کار افرینش اجرای اراتوریو شد.

هندل در 1753 گرچه یه طور کامل نابینا بود اما هنوز به رهبری کنسرتوهای ارگ می پرداخت.در زمان حیاتش مجسمه اش را در پارک عمومی شهر برپا داشتند و پس از مرگ او در سال1759سه هزار تن

در مراسم خاکسپاریش در کلیسای وست مینسر شرکت کردند.

هو ثروتمند-فرهیخته و هنرمند بود.اما فرا تر از همه اهنگسازی بود

چیره دست که حس دراماتیک او به ندرت همتایی داشت و موسیقی وی

در میان اهنگسازان دوره ی پایانی باروک از مرتبه ای مانند باخ

برخوردار است.

by:ehsan

...